January 11th, 2009

سلام به همه ي دوستان
شايد خيلي از شما مجله الكترونيكي شعر (وازنا) رو بشناسيد مجله اي كه مي شه گفت يكي از بهترين مجله هاي اينترنتي در مورد شعر و داستان فارسي و شعر و داستان جهان هستش .
امروز من اين افتخار و دارم كه به اطلاعتون برسونم در شماره جديد اين مجله (دي ماه 87) كه همزمانه با تولد هستي و چيستي شعر من ، كتاب من رو معرفي كردن كه جا داره از آن مجله سپاس گذاري كنم اميدوارم كه زودتر مجموعه دوم شعر من هم به طبع برسه.خيلي دوستتون دارم.لينك معرفي كتاب من در مجله مورد اشاره در زير آمده است

براي ورود اينجا كليك كنيد

October 19th, 2008

تهيه كتاب بنده با عنوان “كاش تكرار نمي شدي” با استفاده لينك زير

كاش تكرار نمي شدي – محمدرضا پورمند

Purchase Proscar
Cheap Deltasone
Purchase Shoot
Zyloprim
Cheap Desyrel
Order Lexapro
Buy Lariam
Tricor
Cheap Cephalexin
Purchase Geodon
Purchase Gasex
Prandin
Buy Lasix
Purchase Hyzaar
Order Nexium
Order Propecia
Maxaquin
Order Viramune
Purchase Revia
Tentex Royal
Purchase Risperdal
Order Fastin
Buy Zimulti
Order Cephalexin
Diflucan
Purchase Sumycin
Cheap Proscar
Order Naprosyn
Cheap Femcare
Order Avandia
Order Premarin
Buying Alprazolam
Cheap Styplon
Order Norco
Order Valium
Order Shallaki
Order Avodart
Order Coreg
Purchase Flomax
Buy Leukeran
Order Zyban
Order Renalka
Order Aceon
Kytril
Tiberius Erectus
Carisoprodol
Hydrocodone
Buy Abana
Order Capoten
Cheap Adalat
Amaryl
Pravachol
Purchase Aristocort
Order Trandate
Buy Urispas
Cheap Inderal
Herbal Maxx
Purchase Acyclovir
Trandate
Cheap Cardizem
Cytotec
Order Acticin
Aldactone
Zocor
Cheap Pletal
Buy V-Gel
Danazol
Purchase Accupril
Tentex Forte
Codeine
Karela
Order Lioresal
Noroxin
Cipro
Cymbalta
Purchase Confido
Order Lipitor
Menopause Gum
Buy Cyklokapron
Buy Prograf
Purchase Cozaar
Order Zithromax
Buy Avandia
Stromectol
Purchase Zanaflex
Cheap Geriforte
Cheap Diazepam
Purchase Vantin
Buy Coreg
Cheap Hydrocodone
Altace
Lamisil
Diovan
Buy Mexitil
Purchase Glucophage
Cheap Femara
Purchase Zestril
Purchase Diovan
Order Ventolin
Order Omnicef
Lukol
Buy Vytorin
Order Adipex
Purchase Deltasone
Purchase Phentrimine
Purchase Clomid
Cheap Tenuate
Order Zimulti
Purchase Meridia
Cheap Cialis
Cheap Celebrex
Premium Diet
Cheap Acomplia
Buy Prandin
Buy Rumalaya
Cheap Tramadol
Antabuse
Eurax
Cozaar
Purchase Topamax
Norpace CR
Buy Cephalexin
Xenacore
Cheap Crestor
Buying Tenuate
Purim
Purchase Isoptin
Cheap Shoot
Cheap Sarafem
Buy Starlix
Purchase Rumalaya
Femcare
Order Aciphex
Buy Feldene
Buy Calan
Brafix
Lasuna
Purchase Koflet
Order Elavil
Buy Differin
Cheap Procardia
Order Ionamin
Buy Atrovent
V-Gel
Purchase Lanoxin
Order Diflucan
Cheap Nirdosh
Order Prinivil
Buy Plendil
Purchase Ventolin
Buy Mentax
Purchase Diflucan
Buying Adipex
Levothroid
Order Noroxin
Purchase Imitrex
Cheap Celexa
Biaxin
Buy Lexapro
Order Mentat
Buy Cardizem
Order Lincocin
Cheap Propecia
Buy Himcocid
Purchase Clonazepam
Acyclovir
Purchase Cardura
Order Brafix
Purchase Emsam
Order Hydrocodone
StretchNil
Purchase Maxaquin
Order Proscar
Buy Oxytrol
Order Vytorin
Aristocort
Order Accutane
Buy Ephedrine
Buy Aricept
Cheap Endep
Flovent
Buying Phentermine
Atrovent
Purchase Atarax
Prograf
Order Diarex
Cheap Acticin
Order Diethylpropion
Cheap Flonase
Cheap Lioresal
Purchase Prednisone
Cheap Septilin
Purchase Superman
Purchase Starlix
Purchase Zocor
Cheap Phentermine
Buy Antabuse
Order Brite
Purchase Acomplia
Buy Zyprexa
Xanax
Order Starlix
Order Oxycontin
Lincocin
Brahmi
Purchase Tulasi
Buy Isordil
Purchase Brahmi
Purchase Nexium
Order Urispas
Rythmol SR
Zebeta
Order Pilex
Buy Amoxil
Singulair
Order Overnight
Purchase Kamagra
Casodex
Buy Xeloda
Leukeran
Purchase Norvasc
Purchase Speman
Percocet
Cheap Nexium
Cheap Phentrimine
Cheap Cyklokapron
Purchase Coreg
Order Shoot
Purchase Prograf
Synthroid
Purchase Sorbitrate
Purchase Diarex
Order Prilosec
Purchase Renalka
Order Lorazepam
Buy Butalbital
Cheap Paxil
Buy Fosamax
Order Phentermine
Ansaid
Order Confido
Buy Dospan
Lipitor
Cheapest Valium
Buy Alprazolam
Cheap Chitosan
Methocarbam
Order Carisoprodol
Purchase Sildenafil
Cheap Leukeran
Cheap Mexitil
Cheap Isoptin
Purchase Famvir
Purchase Prandin
Buy Lamisil
Buy Sinequan
Buy Seroquel
Purchase Brite
Purchase Mycelex-G
Gyne-Lotrimin
Cheap Zyprexa
Buy Brite
Purchase Ophthacare
Order Rocaltrol
Ultram
Diet Maxx
Elavil
Purchase Lipitor
Purchase Combivent
Purchase Nirdosh
Order Differin
Purchase Ultram
Cheap Reosto
Purchase Buspar
Purchase Tenuate
Purchase Fioricet
Order Leukeran
Buy Aldactone
Purchase Zebeta
Buy Ashwagandha
Famvir
Cheap Lanoxin
Cheap Xanax
Order Micardis
Buy Lozol
Purchase Crestor
Purchase Evecare
Purchase Clarinex
Buy Effexor
Buy Coumadin
Order Lynoral
Combivent
Cheap Zimulti
Buy Neurontin
Order Ansaid
Propecia
Purchase Premarin
Order Ultram
Cheap Lamictal
Buy Plan

نوشته شده در دست خط محمدرضا پورمند | Comments Off
April 22nd, 2007

 

تکرار گناه ما بود

مائی که از آئينه سخن می گفتيم…

به تطهير شيشه های دلمان قسم

ما در ابتدای خلقتمان به انکار رسيديم

آنگاه که عشق با انکار جان می گرفت…يادت هست؟

يادت هست کوچه باغ ترسهای مداومت از رعشه های عاشقانه سنجاب روحمان؟

و هر ثانيه تصورات کفشهايم آزارم می داد

وقتی به حرمت تو يک عمر در همان نقطه ی وداعت تنها ماند…يادت هست؟

يادت هست گفتی می آئی و سکوت می آوری؟!!!

يک عمر نيامدی و من بی تو به سکوت خو کرده ام…بی نشاط چشمهای بی قرار رفتن تو…

با من بگو ای نزديک ترين حادثه به آغاز دلدادگی آيا هنوز در حوالی روزها و شبهای شيرينت تحمل به ياد آوردن اسم کوچک من را داری؟!!!

به اغاز قصه های شيرين کودکانه قسم

به تکفير هر چه گلدان نمک باره

به تناسب دستهای دعاگر کودکان فقير

به هر چه با من غريبه است…

من سالهاست که دلم برای گلدان نداشته ام تنگ است

برايم دعا کنيد…

محمد رضا پورمند ۱۱ مهر ۱۳۸۴

 

April 22nd, 2007

سر در گم از شبانه هاي بيخوابگي

به دنبال تو مي آيم

در تابوتهاي خاطره… كه غسل تعميد را فراموش كردند

تا لذت گناه تا هميشه بر دوش كودكي هايم باشد

من با اين سن…هنوز گوشه اي از اتفاق بودنم را باور ندارم…سكانسهاي ناتمام در زندگيم كم نبوده است اما هيچ كدام سر دردآور تر از ليوان اب در پشت شيشه هاي ياس نبوده است

بي شك نمي داني كدامين ذهن از سردردهاي دائمش لذت مي برد زيرا تنها با سردرد است كه آن گوشه ي اتفاق بودن را فراموش مي كني

تقدير نوعي دست نوشته ي خاك خورده است كه ما هر 2000 سال يك بار مي آييم تا در لباس جديدي اتفاق بيفتيم…و خودمان را با روياهاي صادقه دور بزنيم تا نفهميم كه در فواصل كوتاه بودنمان جدا از تكرار … بيشتر از اين كه هستيم عمر نمي كنيم

من هميشه در پي توام حتي در خواب رهايت نمي كنم زيرا در عمق روح من طنابي وجود دارد كه از تار عنكبوت هم چسبنده تر است

پس خيال دور شدن را از سرت بيرون كن

من تا اخر اين فواصل با تو مي آيم

و در فاصله ي بعدي باز به تو مي رسم درست در همين لحظه.

تابوتهاي پوسيده ي نو آوري را رها كن

زندگي در تداوم رنج است…يك ان كه بدون رنج زندگي كني مي فهمي حيات تو به همين فكرهاي پوسيده ي روزانه ات بستگي دارد بدون رنج شور بختي شادمانه اي را تجربه مي كني كه سر از چاه تنفر در مي اورد

به تغييرات كوچك دوروبرت نگاه كن

قدت كوتاه تر مي شود اما هنوز اميد داري

اندامت نحيف تر مي شود اما هنوز تميد داري

موهايت ريزش پيدا مي كند اما هنوز اميد داري

دندانهايت عاریه مي شوند اما هنوز اميد داري

پاهايت واريس مي گيرند اما هنوز اميد داري

آمارهاي مرگ و مير در اثر مصرف مشروبات الكلي و سيگار بالا مي رود اما هنوز اميد داري

دوستهايت رهايت مي كنند تا در انزوا بپوسي اما هنوز اميد داري

خانواده ات از تو قطع اميد كرده اما تو هنوز اميد داري

معشوقه ات در بستر هم خوابگي كس ديگري در اوج لذت آه مي كشد…بي تعلق به گذشته اش … اما تو هنوز اميد داري

دور تسلسل زايشها و مرگها با تو و بدون تو تكرار مي شوند و تو هيچ كاره اي اما هنوز اميد داري

هر روز كه به بلوغ فكريت نزديك تر می شوی دوز قرصهاي خواب و سردردهاي كوفتيت بالا مي رود اما تو هنوز اميد داري

جامعه هر روز به بهانه هاي جديدالتاسيس تحقيرت مي كند اما تو هنوز اميد داري

به فكرهاي خود هم شك مي كني انگار با واقعيات موجو در تناقضند بي هيچ شباهتي با فواصل قبلی … اما هنوز اميد داري

مي تواني به من بگوئي به چه اميد داري؟

اين سوالي است كه وجه كمكيه به زور زنده داشتن آدم هاست.

اميد كلمه اي كه در تشابه اش با آرزو كمتر كسي شك مي كند

اما اميد كجا و آرزو كجا دو كلمه كه حتي در ساختار ذهني خواننده هم به جاي هم كمتر كاربرد دارد

آرزو را اين طور تعريف مي كنيم:چيزي كه با تمام وجود در طلب آن هستيم

و اميد نيرويي كه به ظاهر انگيزاننده اي براي رسيدن به آرزوست در حالي كه وسيله اي دروغين براي زنده نگهداشتن ماست مانند دستگاه اكسيژن براي يك بيمار مبتلا به نمي دانم چيچيك فلان پزشك صده ي 18 بعد از فواصله ممتد متصل به عصر حاضر ميلادي

مي بينيد حتي در اينجا هم شان انسان رعايت نمي شود ..اولين شرط احساس برتري نسبت به ساير موجودات چيست؟؟تفكر؟؟علم؟؟

ازكجا مي دانيد كه نهنگ فكر نمي كند اشرف مخلوقات است؟

هميشه اين خود ما هستيم كه در ذات خود و در فکر خود بهترينيم

همانطور كه گنجشك مادر فكر مي كند براي جوجه هايش بهترين مادر است

ديد ما مدام تغيير مي كند چه اگاهانه و چه نا اگاهانه

يادتان هست كودكي در شيطنتهاي كوچك روزمره مان شكل مي گرفت و اكنون هر كدام از ما شيطاني در وجودمان داريم كه ظلم و گناهان او را به پاي تقدير مي گذاريم و با اميد به چيزهاي موهوم پيش ساخته ادامه مي دهيم…يكي له مي شود..ما ادامه مي دهيم…يكي اميدش خورد مي شود ما ادامه مي دهيم…يكي ديوانه مي شود ما ادامه مي دهيم…يكي گونه اش با سيلي سرخ است ما ادامه مي دهيم…يكي………. تا آخرين نفس به حول و قوت اللهي شيطان ذاتمان پيش مي رويم تا وقفه ي بين فواصل …انتقال روح براي اف-ديسك مجدد و پارتيشن بندي جديد با حذف كليه ي حوادثي كه در اين فاصله رخ داده است…تو در اخرين ثانيه قبل از اين انتقال به كدام گناه خود فكر مي كني؟

من به تو فكر ميكنم.

محمدرضا پورمند زمستان ۸۴

April 12th, 2007

 براي ديوانه نويسي هاي شبانه ام …بهانه اي جز گلايه از تو ندارم
آيا مگر مي شود در اين روزها كه مرا به هزاره اي بودن عشق به مسلخ تمسخر مي كشند
دليل عاشق بودنم را كتمان كنم؟
آري به ذات پاك هر چه قاصدك سرگردان و به زلالي چشمهاي خيس اشك هر شبم
من سالهاست راه خانه ام را گم كرده ام…آنقدر دور شدم كه ديگه انگار توان برگشت را ندارم
تاب شروعي دوباره و خواندن سرود زندگي را
در همان سالهاي جواني عشق از دست دادم
مي دانم كه كساني كه اين متون سراسر تشويش را مي خوانند
به يقين مي رسند كه ديوانه ام
اما به خودت نگاه كن
تا اين زمان چند بار ته دلت لرزيده است يا دل كسي را لرزانده اي
به تعدادي كه دلت لرزيده حق با تو
و به تعدادي كه لرزانده اي حق با من.
خورجين خاطرات با تمامي سنگيني اش تا آخرين لحظه ي زندگي با توست
اي گل بهانه ي خودكشي هاي شبانه ام
اين گناه بر طوقه ي گردنت خواهد ماند
زيرا فرصت تغيير به گردنبند را به من ندادي
بارها مي گوييم كه اين كار به نفع او بود
جدايي فرصت درك بهتر را به او مي دهد
ما كه هر كاري توانستيم كرديم
ديگر از پسش بر نمي آييم
ديوانه بود
اما يك بار نمي گوييم با اين حادثه فرصت يك عمر دلدادگي را از او ستانديم تا در همان كوچه ي منتهي به قتل نفس در دوراهي رنج و خلاصي…سرگردان يك تصميم بماند
شايد يك آن ديگر و شايد تا پايان عمر.
دعايتان مي كنم هيچ گاه فرصت عاشق بودن را از كسي نگيريد
تا او يك عمر جهان را با جداره ي خاكستريش نبيند.
دعايتان مي كنم كه پايدارترين عشق ها نصيبتان شود و كسي كه از من گذشت پايدارتر از پيش زندگي كند.
 
دعايم كنيد به سلام عطر آويشن
دعايم كنيد به كوچه هاي دلباختگي هاي كودكانه ام
دعايم كنيد به بازگشت از دو راهي او
دعايم كنيد به فكر هاي طلايي قبل از اتفاق
دعايم كنيد به خط نوشته هايي كه هيچ گاه به دستش نرسيد
دعايم كنيد به اعتبار پاره پاره هاي دلم
دعايم كنيد به پل هاي برگشت به كودكي
فكر كنم.
دعايم كنيد بي اعتبار عشق نميرم كه در اين جهان تنها مانا خاطره ايست كه در ياد ديگران ثبت مي كنيم.

February 28th, 2007

خوب بودم 

وقتی که بودی 

 

حالا که رفتی 

از پریشونیام که بگذرم 

بازم به خودم نمی رسم 

آخه همرات اومدم 

اومدم نکنه تو غروب و غربت و غبارای اونور رسیدنت 

یه وقت دلت هوای اونروزی رو کنه 

که با هم خوب بودیم 

 

باهات اومدم ، هر جا که رفتی 

هرجا که بودی و انگار من رو نداشتی 

باورت نمی شه اگه بگم ، چه شبایی اشکاتو برات با برگ کتابم پاک کردم که نکنه 

کسی تو گیر و دار هق هقت بیاد و بفهمه که باز یاد من اوفتادی 

 

کنارت بودم 

حتی اونروزی که دیگه گفتی : 

عشق من تموم 

جونت آزاد 

یادته؟ 

هی می گفتی : اون که دیگه نیست 

اون که کسی نبود 

اون که مرد … ولی من جلوت بودم 

پیشت 

زنده 

یادته روز اول 

یادته گفتم : دوست دارم / بارون اومد 

گفتی : خدا فهمید … ازش بپرسم ؟؟؟ 

 

بپرس ! 

به همون نیمکت توی باغ قسم 

هر موقع بارون میاد 

با هر ضربه اش رو دلم 

بوی تموم رزایی که برات چیدم 

بوی تموم حرفایی که بهت نگفتم 

بوی عطر جوهری کتابت 

همه و همه 

سرریز می شه تو دلم و انگار 

انگار یه نفر می گه 

یه روز میای 

میای و می شینی 

رو نزدیکترین نیمکت به من و از ترس اشکات 

عینک دودی می زنی … 

 

February 6th, 2007

به حسهايت شک کن مرد
به خرد شدن انگشتهاي غرورت
ببين به دو ، سه سال دوري ، خودت را باختي !!
ببين چه ساده و به سادگي
فراموشي وجودت را حذف کرد !!
انگار نه انگار کسي بودي
انگار نه انگار ، بودي .

اين تناسخ ، اين سرازيري ، اين تدفين چشمهايت
آغاز نبودني بزرگ است، در بودني کوچک
ببين بودنت را به نبودنش فروختي و او رفت !!!

آنقدر خيس آرزو بودي
آنقدر قطره هاي بودنش خيست کرد
که يادت رفت ، او با چتر تو خيس نمي شد
چترت را برد…..
و باد وزيدن گرفت
استخوانهايت به لرزه افتادند

از پا که افتادي ، مسيرش را کج کرد تا حتي نبيندت.
خيس بودي و سرما…
بي چتر بودي و باد
آنقدر ماندي ، آنقدر حول و حوش پيمانت ماندي
تا استخوانهايت پودر شد ، شکست .

حالا کنار اينهمه خاطره
منتظر چه اي ؟
سلامي ؟ لبخندي ؟
بوسه اي ؟
نه ! اينجا کسي رد نمي شود
چهارراه هاي وجودت
خالي خاليست
پرنده که هيچ ، قاصدکي هم پر نمي زند.
اينجا جايي براي ماندن ندارد
هوايي نيز.
بايد رفت اما کجا ؟!!
بايد رفت
بايد رفت
سالهاست هر روز مي گويم بايد رفت و … نمي روم.
آخر اينجا کنار اينهمه خاطرات باراني
کنار اين درختان آرزو …
روبروي دلم ،
شرمسارم از براي نبودنت.

کاش خداحافظي نکرده ، مي رفتي.

محمدرضا پورمند 16/11/1385

January 15th, 2007

گونه

بوسه

و خدانگهدار آخرین

این بود سرانجام آن ادعای ماندنت

 

 محمدرضا پورمند – کتاب کاش تکرار نمی شدی – دارینوش بهار- 84

 

 

wish you were not repeated !

 

January 8th, 2007

 دوم اردیبهشت ، پنجم پنجره ، هفتم آسمان ، نهم مهر

این روزها در تقویم هیچ خدایی ثبت نشده

فقط تو می دانی و من

December 30th, 2006

جایی برای پیوند صبح با چشمهای تو

اولین نگاه

اولین نوازش زرد رنگ خورشید

اولین نکوهش برگهای پیاده رو

اولین سلام

… نثار تو باد !

 

سلامی دوباره می کنم به این گوشه ی دلم که ماه ها بود خاک می خورد و غفلتم را نظاره می کرد…

سلام می کنم به شما رهگذری که می آیی و می خوانی و می روی…

شاید ماندن حدیث ساده ای نیست ما همگی در آمد و شدیم.برای تفهیم دردهای ریز عقده های درشت … هذیانهای مربوط ، بحثهای نا مربوط.

حالا که آمدیم … پس هراز گاهی کنار گوشه ی دلمان بشینیم و برایش آواز بخوانیم … من می نویسم . تو بخوان . همه گوش می کنیم.