بخند
خنده حق توست
تا معجزه ي لبهايت
تداوم اميد باشد برايم
تا روبروي دلم
تصویر تبسم یک عبور
در سراسيمگي چالهاي گونه ات
براي يک عمر عاشقي
…بس باشد

تشريح کدام شعري که هر چه مي نويسمت
باز ، شعله به شعله
اجاق اشتياق را
: به واسطه ي مفهوم

بودنت

پر مي کني
هر بار که بي طاقتت مي شوم
با همين اشاره هاي لجوج
مي نويسمت
و آنقدر اين لجاجت الفاظ
محکمم مي کند به عشق
که نمي دانم
!اين شعر ها کجا تمام مي شوند

دیدگاه‌ها برای تهران – هفتم ارديبهشت ماه يکهزارو سيصد و نود بسته هستند