خداحافظ .

مثل هميشه دنيايي ناگفته را در چند سطر خلاصه ميگويم.
وقتي كه ديدمت مبهم و ناشناس از من گذشتي. نمي دانستم عبور تو لذت بهاري بودنم خواهد شد. روحم را در دستانت به من بخشيدي. و من در شكوه نگاهت همواره به داشتن و نداشتن تو

مي انديشيدم.
به من مي گفتي بگذار من براي تو باشم . تو هم براي من … اما به من دل نبند. و نگفتي چگونه. و

من نتوانستم.
بدان زلال حضور تو هميشه در قلبم پاك و بي ريا جاري است اما بايد بدون تو باشم.

تو بدون من زيباتري.

3 نظر »


نظرات


  1. ??Ø«?„ ??????Ø??? Ø?عر??اØ????? اØ?ر?? ?? Ø¢?Ø?اØ???..??ر جا ??سØ????? Ø??„Ø®??Ø? ?? ????رØ?ا?? Ø?اØ?????..??ا حضرØ? Ø­??

    نوشته شده توسط sahar golkar در ساعت 9:01 ب.ظ - 10th فوریه, 2008


  2. س?„ا??!
    ???? ??Ø??„ا?? ??Ø??????? Ø?ار??!
    Ø??? ??ا ???? سر Ø?ز??
    Ø®??Ø? Ø?اØ???

    نوشته شده توسط say در ساعت 3:06 ب.ظ - 4th مارس, 2008


  3. “??ر??????????”

    ساØ??? Ø?ر??Ø? س??ار?? از ??„?© Ø?اخØ?

    ??ا?? : حس???? ?¾??ا????

    س?„ا?? عا?„???? ????Ø?Ø?ر?? حض??ر سØ?زØ?ا?? ??سØ???

    نوشته شده توسط ??Ø­??Ø? در ساعت 9:34 ق.ظ - 5th مارس, 2008